امروز: جمعه ۶ اسفند ۱۳۹۵
کد خبر: 32589
تاریخ انتشار: ۱۰:۵۳ ق.ظ - دوشنبه ۱۳۹۵/۰۸/۲۴
چاپ این خبر
حاج علی محمود زاده:

پیرغلام اهل بیت عصمت و طهارت حاج علی محمود زاده: توصیه ی من به مداحان جوان این است که اولاً مداحی را شغل ندانند بلکه آن را عشق بدانند. دوم اینکه انتظار نداشته باشند که کسی مثلا به خاطر خواندن آنها بخواهد احسنت بگویند.

به گزارش پایگاه خبری نوانا حاج علی محمود زاده فرزند حسین  که در سال ۱۳۴۸ با انگیزه مبارزه با نگاه پولی به مداحی و ذاکری اهل بیت علیهم السلام وارد عرصه مداحی شد و تاامروز زندگی خود را وقف روضه ی امام حسین علیه السلام کرده است. ایشان متولد محله عبدالرزاق اصفهان هستند و هم اکنون در خیابان عافیت جنب امامزاده باقر علیه السلام سکونت دارند. در ادامه مصاحبه با این مداح و پیر غلام مخلص اباعبدالله عیه السلام را می خوانید.

 

جناب آقای محمودزاده ضمن معرفی خودتون بفرمائید چه زمانی وارد عرصه ی مداحی شدید و انگیزه ی شما برای ورود به عرصه ی مداحی چه بوده است؟

اینجانب علی محمود زاده فرزند حسین در سال ۱۳۴۸ وارد عرصه مداحی شدم و انگیزه مبارزه با نگاه پولی به مداحی و ذاکری اهل بیت علیهم السلام بوده است. در هیات و حسینیه ای که پدر و دایی من به اصطلاح پیشکسوت های آن موقع  بودند و برنامه ریزی مراسم روضه و هیأت را انجام می دادند، مداح هایی می آمد و میخواند و پول می گرفتند بخاط مشکلات ان موقع بود گاهی می شد دو سه بار جلسه را ترک میکردند. گاهی ما وارد جلسه ای میشدیم که لازم بود مداحی بیاید و مردم عزاداری کنند و سینه زن سینه بزند اما میدیدیم به خاطر همین مسائل مداح نیست.

لذا با این انگیزه وارد عرصه ی مداحی شدم و از آن روز با ارباب مان امام حسین عهد و پیمان بستم که آقاجان ما نمیخواهیم پول بگیریم و تازه میخواهیم برای این دستگاه پول هم خرج کنیم و لذا تا بحال عنایت ارباب شامل حالمان شده و تا این ساعت و لحظه که حدودا۴۰ الی۴۵ سال از ورود من به عرصه ی مداحی میگذرد در خدمت روضه ی حضرت اباعبدالله بوده ام و خواهم بود. یک اشعاری هست که دوستان میخوانند ولی من با واقیت میگویم که عین حقیقت است و آن این بیت است که تمام زندگی ایم مال حسین است.

 

اساتید و الگوهای شما در عرصه ی مداحی چه کسانی بوده اند؟

بنده زیر نظر اساتیدی چون حاج احمد امامی  و حاج اقای غزالی مداحی را شروع کردم و اگربگم پای درس استادی رفتم که به صورت مستقیم درس بدهد نه ولی این بزرگواران الگوی های من بودند و خدا رحمت کند استاد مرشدزاده که من واقعا شیفته اش بودم و تمام این اشعار را از او یاد گرفتم و در محضر این بزرگان مداحی آموختم.

اولین باری که مداحی کردید را به خاطر دارید؟

من یادم میاد اولین شعری که در مداحی خواندم مرحوم حاج احمد تمیزی که خدا او را رحمت کند و ما در مجموع از او مشورت میگرفتم و یادگرفتم که

هرکه دیوانه عشق تو نشد عاقل نیست   عاقل آن است که از عشق نو دیوانه شود

این اشعار زمزمه ی ما بود. من اولین جلسه مداحی خودم را خاطرم هست که در همان هیات حسینیه و مسجد سلام  با دوستان عزیز نوجوانمان یک هیاتی به نام هیات محمدابن عبدالله راه اندازی کردیم و با دوسان این جلسه رابرپا می کردیم و اولین بار در آن جلسه من مداحی کردم. در جلسات مسجد با توجه به موقیعیت خانوادگی که پدر من هم یکی از بزرگان هیات بود و او نیز مشوق من بودند، از طرف بزرگان هیأت خیلی تشویق شدم.البته من فقط در هیات حسینیه و مسجد سلام حضور داشتم..

البته من در دهه محرم بعد از مداحانی که بودند و دیگر نیامدند با دوستانی همچون مرحوم حسین فروتن باهم هیات را اداره میکردیم، می خواندم. مرحوم فروتن جزء رفقای من بودند که خیلی پاک و صادق بود. خدارحمت کن مرحوم مامن پوش، مرحوم طریقت و مرحوم اره کش که این عزیزان مشوق های من بودن و من در خانه مرحوم طریقت که من میرفتیم که به یاد فرزند شهیدش جلسه ی روضه داشت و ما در منزل او به صورت هفتگی میرفتیم و من آنجا میخواندم.و یا منزل آقای مامن پوش به یاد فرزند شهیدش جلسه داشت و من دراین مکان ها مداحی میکردم. همه ی این بزرگواران الگوهای من بودند. باتوجه با تمام مشکلاتی که قبل از انقلاب داشت، مرحوم مشفقی و صغیر به یک مغازه عطاری مقابل مغازه ی پدرم می آمدند و مثلا پدرم  به مرحوم مشفقی می گفت: پسرم وارد مداحی شده شما چه توصیه ای برای او دارید و او کتاب های مرحوم صغیر را به من دادند.

علاوه بر مداحی در چه زمینه هایی فعالیت دارید؟

الحمدالله غیر از مداحی و هیات داری فعالیت های  اجتماعی و فرهنگی دارم. به عنوان مثال موفق به راه اندازی خیریه شدم و بیست و چندی سال عضو و مدیر عامل آن خیریه هستم. یا مسجد سلام و مسجد امام حسن مجتبی که من دهه های محرم و ماه رمضان را در مسجد سلام بودم، را را با برادرم و دوستان بازسازی کردیم. در مسجد الرسول خیابان پروین جزء هیات امنا بودم آنجا کارهای شایسته ای صورت دادیم مثل کاشی کاری گنبد که اثر ماندگاری شد. عضو خیریه حضرت اباالفضل، خیریه امام هادی و سلامت و در خیریه های بیمارستان الزهرا، کاشانی، خورشید و امین در حال خدمت رسانی به مردم هستم. اینها لطف و عنایت خدا و حضرت زهرا است. در زمان جنگ تحمیلی و در مسئله ی کردستان در بخش تدارکات و ایستگاه های صلواتی که مواد غذایی و پوشاکی و نظافتی رایگان به کردهای سنندج ومهاباد، من عضو فعال آن بودم. سال ۵۸ اوایل انقلاب در اواخر ماه رمضان بود که دچار بیماری شدم با توجه به روضه گرفتنم و تلاش هایم دچار شدم و دکتر ها زیادی میبردن ولی بیماری بهبود پیدا نمی کرد. داستان طولانی دارد اما در کل  بیماری بسیار بدی بود و عفونت تمام بدنم را گرفت و بعد از مدت ها دست و پنجه نرم کردن با این بیماری یک روز که در بیمارستان که بستری بودم دیدم یک سیدی بالای سرم حاضر شد و حال و حوال کرد گفتن چرا شما اینجایید و من جواب میدادم. آن سید گفت اینها فکرمیکنند شما میمیرید و شما بگویید به آنها که من نمی میرم و یک لحظه نگاه کردم دیدم کسی کنارم نیست. فریاد من بلند شد که من رو ببرید من اینجا نمیمانم. پرستاران با پزشکم تماس گرفتن و گفتن ببریدش به  بخش. دوستام زیادی هم داشتم که می آمدن دیدار من و این ماجرا را که کامل توضیح می دادم گویا روضه خوان شده بودم.

چه توصیه ای به مداحان جوان دارید؟

من توصیه ای برای مداحان جوان دارم و همیشه گفتم در جلسات بگذازید این جوان ها بخوانند و من ازخواندن اینها لذت میبرم و لذا توصیه ای هم دارم و آن این است که اولاً مداحی را شغل ندانند بلکه آن را عشق بدانند. دوم اینکه انتظار نداشته باشند که کسی مثلا به خاطر خواندن آنها بخواهد احسنت بگوید لذا مداحان جوان در جایی وارد شده اند که همه به آنها احتیاج دارند.توفیقا روز افزون

اساتید و الگوهای شما در عرصه ی مداحی چه کسانی بوده اند؟

بنده زیر نظر اساتیدی چون حاج احمد امامی  و حاج اقای غزالی مداحی را شروع کردم و اگربگم پای درس استادی رفتم که به صورت مستقیم درس بدهد نه ولی این بزرگواران الگوی های من بودند و خدا رحمت کند استاد مرشدزاده که من واقعا شیفته ایشان بودم و تمام این اشعار را از ایشان یاد گرفتم و در محضر این بزرگان مداحی آموختم.

 

اولین باری که مداحی کردید را به خاطر دارید؟

من یادم میاد اولین شعری که در مداحی خواندم مرحوم حاج احمد تمیزی که خدا ایشان را رحمت کند و ما در مجموع از ایشان مشورت میگرفتم و یادگرفتم که

هرکه دیوانه عشق تو نشد عاقل نیست   عاقل آن است که از عشق نو دیوانه شود

این اشعار زمزمه ی ما بود. من اولین جلسه مداحی خودم را خاطرم هست که در همان هیات حسینیه و مسجد سلام  با دوستان عزیز نوجوانمان یک هیاتی به نام هیات محمدابن عبدالله راه اندازی کردیم و با دوسان این جلسه رابرپا می کردیم و اولین بار در آن جلسه من مداحی کردم. در جلسات مسجد با توجه به موقیعیت خانوادگی که پدر من هم یکی از بزرگان هیات بود و ایشان نیز مشوق من بودند، از طرف بزرگان هیأت خیلی تشویق شدم.البته من فقط در هیات حسینیه و مسجد سلام حضور داشتم..

البته من در دهه محرم بعد از مداحانی که بودند و دیگر نیامدند با دوستانی همچون مرحوم حسین فروتن باهم هیات را اداره میکردیم، می خواندم. مرحوم فروتن جزء رفقای من بودند که خیلی پاک و صادق بود. خدارحمت کن مرحوم مامن پوش، مرحوم طریقت و مرحوم اره کش که این عزیزان مشوق های من بودن و من در خانه مرحوم طریقت که من میرفتیم که به یاد فرزند شهیدش جلسه ی روضه داشت و ما در منزل ایشان به صورت هفتگی میرفتیم و من آنجا میخواندم.و یا منزل آقای مامن پوش به یاد فرزند شهیدش جلسه داشت و من دراین مکان ها مداحی میکردم. همه ی این بزرگواران الگوهای من بودند. باتوجه با تمام مشکلاتی که قبل از انقلاب داشت، مرحوم مشفقی و صغیر به یک مغازه عطاری مقابل مغازه ی پدرم می آمدند و مثلا پدرم  به مرحوم مشفقی می گفت: پسرم وارد مداحی شده شما چه توصیه ای برای ایشان دارید و ایشان کتاب های مرحوم صغیر را به من دادند.

 

علاوه بر مداحی در چه زمینه هایی فعالیت دارید؟

الحمدالله غیر از مداحی و هیات داری فعالیت های  اجتماعی و فرهنگی دارم. به عنوان مثال موفق به راه اندازی خیریه شدم و بیست و چندی سال عضو و مدیر عامل آن خیریه هستم. یا مسجد سلام و مسجد امام حسن مجتبی که من دهه های محرم و ماه رمضان را در مسجد سلام بودم، را را با برادرم و دوستان بازسازی کردیم. در مسجد الرسول خیابان پروین جزء هیات امنا بودم آنجا کارهای شایسته ای صورت دادیم مثل کاشی کاری گنبد که اثر ماندگاری شد. عضو خیریه حضرت اباالفضل، خیریه امام هادی و سلامت و در خیریه های بیمارستان الزهرا، کاشانی، خورشید و امین در حال خدمت رسانی به مردم هستم. اینها لطف و عنایت خدا و حضرت زهرا است. در زمان جنگ تحمیلی و در مسئله ی کردستان در بخش تدارکات و ایستگاه های صلواتی که مواد غذایی و پوشاکی و نظافتی رایگان به کردهای سنندج ومهاباد، من عضو فعال آن بودم. سال ۵۸ اوایل انقلاب در اواخر ماه رمضان بود که دچار بیماری شدم با توجه به روضه گرفتنم و تلاش هایم دچار شدم و دکتر ها زیادی میبردن ولی بیماری بهبود پیدا نمی کرد. داستان طولانی دارد اما در کل  بیماری بسیار بدی بود و عفونت تمام بدنم را گرفت و بعد از مدت ها دست و پنجه نرم کردن با این بیماری یک روز که در بیمارستان که بستری بودم دیدم یک سیدی بالای سرم حاضر شد و حال و حوال کرد گفتن چرا شما اینجایید و من جواب میدادم. آن سید گفت اینها فکرمیکنند شما میمیرید و شما بگویید به آنها که من نمی میرم و یک لحظه نگاه کردم دیدم کسی کنارم نیست. فریاد من بلند شد که من رو ببرید من اینجا نمیمانم. پرستاران با پزشکم تماس گرفتن و گفتن ببریدش به  بخش. دوستام زیادی هم داشتم که می آمدن دیدار من و این ماجرا را که کامل توضیح می دادم گویا روضه خوان شده بودم.

 

چه توصیه ای به مداحان جوان دارید؟

من توصیه ای برای مداحان جوان دارم و همیشه گفتم در جلسات بگذازید این جوان ها بخوانند و من ازخواندن اینها لذت میبرم و لذا توصیه ای هم دارم و آن این است که اولاً مداحی را شغل ندانند بلکه آن را عشق بدانند. دوم اینکه انتظار نداشته باشند که کسی مثلا به خاطر خواندن آنها بخواهد احسنت بگوید لذا مداحان جوان در جایی وارد شده اند که همه به آنها احتیاج دارند.توفیقا روز افزون برای همه مداحان را دارم.

هادی در تاریخ ۲۵ام ، آبان ۱۳۹۵:

با عرض سلام
خدا خیر به همه پیر غلام ها و نوکران خاندان اهل بیت بدهد
مدح و ثنای اهل گفتن لطفی از جانب خدا و اهل بیت است و کسانی که چنین لیاقتی دارند باید قدر بدانند
ولی یه درد دل دوستانه ، یه سری از مداحان جوان شهرمون که خیلی خوب میخونین و جلسات سنگینی را اداره میکنن صحبتی از قبل جهت پول گرفتن نمیزنن ولی اگه آخر جلسه پاکت بهش ندی یا بعد به حساب واریزی نداشته باشی دیگر دعوت اون هیئت را قبول نمیکنن
چند وقت پیش یکی از همین مداحان جوان به واسطه یکی از پیشکسوتان مداحان شهرمون به هیئت ما اومد و فقط بیست دقیقه خوند و رفت ولی بعد خبردار شدیم که همون پیشکسوت به بچه های هیئت ما گفته بود که مداحان همشون الان پول میگیرن و شما هم یک میلیون تومان به حسابشون واریز کنین .
وقتی هم ازشون بپرسی میگن میخوان برا هیئتشون خیمه بزنن و این پول را اونجا خرج میکنن .
واقعا خیلی زشته …
خواهشا این درددل را منتشر کنین
ممنون میشم
التماس دعا
یا علی

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
آخرین اخبار