امروز: دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶
کد خبر: 33033
تاریخ انتشار: ۴:۳۵ ب.ظ - شنبه ۱۳۹۵/۱۱/۹
چاپ این خبر
پیر غلام اهل بیت عصمت و طهارت:

استاد محمد رضا مشکین: یکی از آسیب های جلسات و مجالس هیأت ها امروزه این است که وقتی از درب مجلس خارج می شوند اسم دیگران و همدیگر را سبک صدا می زنند و یا بهتر بگویم که سبک سخن گفتن به مکتب امام حسین (ع) آسیب می زند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مادحین؛ پیر غلام اهل بیت عصمت و طهارت جناب آقای محمدرضا شاهنگی متخلص به مشکین متولد شهر مشهد مقدس است. خانواده وی سه سالگی به اصفهان آمده و در محله دروازه نو (میدان شهدا) ساکن شدند. در ادامه به حضورتان تقدیم می گردد.

جناب مشکین از چه زمانی مداحی را شروع کردید و اساتید شما چه کسانی بودند؟

از اولین اساتید من پدرم بود. و بعدها در دوران کودکی در جلسه ای در همین منزل اساتیدی از شعرا مثل مرحوم آقای گلزار، مرحوم استاد صغیر اصفهانی، مرحوم اقای مشفقی، مرحوم آقای جنت و… آمدند. من داخل حیاط مشغول بازی بودم که آقای حسین گل پرور به پدرم گفت چرا من در جلسات روضه دنبال پدر نیستم و مرا هم دعوت کرد. مرحوم پدرم گفت بهتر است محمد رضا فعلا به درس و مشق خود برسد. ولی با این حال آن شب پدرم دست مرا در دست استاد صغیر و بعد از آن در دست اقای مشفقی گذاشتند. جالب است بدانید که در آن روز استاد صغیر یک ظرف از آجیل و تخمه آوردن و گفتن بشین و این ها را مغز کن. و در این حال نماز و اصول دین را به من یاد داد. البته من آن زمان بلد بودم ولی بعداً آقای مشفقی معنی حمد و سوره را به من یاد داد و  بعد هم قصیده و غزل را نوشت و اینگونه بود که وارد عرصه مداحی شدم.

اولین شعری که خواندید را به یاد دارید ؟

اولین شعری که خاندم این بود که :

 دستور چنین داد بران متن محمود * دلها کنید جمله از هم خشنود

داناست هرانکه لب به غیبت نگشود * دم در کشد از ان تا که نگردی مردود

یه مرشدی و بزرگی در آن جلسه هیات مداحان  نشسته بود به نام مرحوم حاج مرشد فرج الله و استاد لطف الله فرخ بال… لذا این ها جواب سلام من را که دراین شعر نهفته یود را میدادند و این اصالت شعر را نشان میداد که چه معنا و مفهوم هایی در آن بود.

اولین جلسه مداحی من در منزل شیخ حسین گل پرور بود. یکی از شاگردان آقای مشفقی آمد دید من دارم در میدان نزدیک بیمارستان امین اذان می گویم. من را به منزل ایشان برد و اولین شعر که یک قصیده از اقای گلزار بود را نوشتند و به من دادن که این بیت شروع می شد:

اگر زدام هوس شد گوشوده بال و پرم * به بام عرش از این تگنا قفس بپرم

لذا هفته بعد در همین جلسه آمدم و این شعر را خواندم

توصیه شما به مداحان جوان چیست؟

بنده در حال حاضر چهل و هفت سال است در جامعه مداحان و شاگردان استاد صغیر کفش داری مداحان را انجام می دهم. چه آنهایی که در رده بالایی هستند و چه آنهایی که تازه وارد این عرصه می شوند، ممکن است اشتباهاتی داشته باشند. در طرز گفتار و یا خواندن که ممکن است حتی نسبت به اهلبیت اهانت آمیز باشد و لیکن کم کمک آب دیده می شوند و درست می شود.

چند نفر از عزیزان مداح آمدن و گفتن که در این دستگاه (دستگاه امام حسین علیه السلام) چه کنیم؟ من گفتم شما تا  می توانید به دستگاه امام حسین (ع) یک چراغ اضافه کنید به جای اینکه یک چراغ خاموش کنید. بهتر است برای جلسات مداحان جدید مکان هایی را درست کنند و از آنها مکان و فرصت را نگیرند چرا که این کار ممکن است باعث شود این جوانان و مداحان بروند جاهای دیگر و آنها با آغوش باز از ایشان استقبال کنند که ممکن است به بیراه روند. و چه خوب است به این جوانها راه داد و اگر مانعی در این خصوص است آن را برداریم تا این جوان ها کم کم به میدان بیایند. مثل بچه ای میماند که تازه وارد مدرسه می شود و نمی شود در ابتدا معادلات پیچیده به او داد. باید کم کم و آرام آرام و یک به یک راه و چاه را به آنها یاد داد.

 

 

نظر شما درباره ی شعر حفظ کردن مداحان چیست؟ آیا الزاماً یک مداح باید شعر حفظ کند؟

سابق بر این اگر مداحی شعری را میخواند در خصوص امامان یا مورد خاصی مثل حدیث کساء مابقی مادحین هم  در همان موضوع شعر می خواندند. لذا نمی شد چیز دیگری خواند. و این گونه بود که مداحان باید شعر حفظ می کردند و در همه موارد آماده بودند. توصیه من به جوانها بروند و اشعار حفظ بکنند  که حالا از حفظ میخوانند بتوانند ده سال دیگر هم همین شعر را در زمان میان سال یا حتی کهولت بخوانند و حتما از اشعاری استفاده کنند که چهارچوب و وزن و معنای درستی داشته و نشود ایرادی از آن گرفت.

بیشتر در کدام هیئت ها شرکت می کنید؟

من در تمامی هیات ها شرکت می کنم. ولی این چند هیأت ی را خودم تاسیس کرده ام مثل هیات حضرت رقیه (س) که با حاج مهدی حبیب اللهی تاسیس کردم و هیات حضرت علی اصغر (ع) که به همراه مصطفی مغزی و علی لطیفیان ,حسین جواد قنادی و اکبر هاشم ایجاد کردم را بیشتر شرکت می کنم.

در هیات موسی بن جعفر که در حدود ۵۵ سال است روز شهادت حضرت موسی بن جعفر (ع) دسته ی عزاداری راه می اندازیم و تا آخر بازار عزاداری می کنیم.

۲۰ سالی می شود. که در ایام عرفه ده روز برای شهادت حضرت مسلم بن عقیل (ع) روضه خوانی می کنیم و تا هارونیه دسته عزاداری راه می اندارم. در شب عرفه هیات دیگری نیز هست به نام حضرت زینب (س) در خیابان کمال مسجد متوسلین به حضرت علی (ع) که در ان جلسه شرکت می کنم.

۲۹ سال با مرحوم سعید منش و سید محمدحسینی کاروان مشهد مقدس می بردیم. از هفت دستگاه اتوبوس شروع شد تا حالا که ۴۲ دستگاه اتوبوس برای شهادت حضرت امام رضا می بریم. در این ایام چهار هزار گل در حسینیه اصفهانی ها توزیع می کنیم و همه با شعری که آماده کرده ایم، با این مضمون

با شاخ گلها آمدیم ای گل خشبو * حاجات ما را کن روا ضامن آهو

تا پای پنجره فولاد میرویم. روز هفتم ماه صفر برای ایام شهادت امام حسن مجتبی (ع) هم ۵ سالی هست در محل امامزاده درب امام واقع در خیابان ابن سینا به سمت مسجد نو در بازار دسته عزاداری راه می اندازیم.در شب پنجم صفر و ایام شهادت حضرت رقیه (س) دسته عزاداری به راه می اندازیم که از مسجد حاج رضا در خیابان عبدالرزاق شروع می شود تا بازارچه مسجد حاج محمد جعفر، پامنار و دردشت که به حسینیه بنی فاطمه ختم می شود.

اولین هدیه ای که در دستگاه امام حسین (ع) گرفته اید را به خاطر دارید ؟

من خاطرم هست که اولین هدیه ای که در این دستگاه گرفتم این بود که در جریان اتفاقی بنده دچار آسیب دیدگی شدیدی از ناحیه ران پا شدم که بسیار آزار دهنده بود و به لطف امام حسین این پای من که از سه نقطه به شدت شکسته بود، در عرض بیست روز رو به بهبودی رفت به طوری که دکتر معالجم بعد از عکسبرداری تعجب کرده بود من این اتفاق را هدیه ای از طرف خدا و امام حسین (ع) می دانم.

آفات و آسیب های مداحی در دوران حاضر را در چه چیزی می دانید؟

بنده لازم است در کنار این گفتگو بگویم و خوب است بدانیم و بی ربط هم نیست. یکی از آسیب های جلسات و مجالس هیأت ها امروزه این است که وقتی از درب مجلس خارج می شوند اسم دیگران و همدیگر را سبک صدا می زنند و یا بهتر بگویم که سبک سخن گفتن به مکتب امام حسین (ع) آسیب می زند.

از دیگر آفات مداحی این شور خواندن ها ست که امروزه خوانده می شود که بعضاً خوب نیست. این شور خوانی از اینجا شروع شد که یک مداح ترک زبان در تهران می خواست بگوید حسین که زبانش نچرخید و نا خودآگاه گفت (سین سین سین) و لذا عده ای یاد گرفتند و در دیگر مکان ها رواج دادند البته این برداشت من است که این اتفاق شروع این ماجرا بوده است.

من سبک های قدیم را برای مداحان تایید می کنم و از ادبیات غلط در این خصوص پرهیز می کنم. به عنوان مثال مداحی خوانده رقاصم و رقاصم و… این چه شعری و سبکی است؟ شما ببینید این شعر را

سرسلسله مردم آزاد حسین است * آن کس که در این ره سر و جان داد حسین است

مردی که چو کوهی به بر تیشه بیداد * دامن به کمر برزد و ایستاد حسین است

اعلامیه از قتلگه کرببلا داد * با زینب و سجاد سوی شام فرستاد

این جمله زاو بود درآن نشریه مستور * باید بشراز قید اسارت شود آزاد

شعر باید این گونه مقام و منزلت امام را بالا ببرد.

حتی به شعر شهریار هم برخی ایرادات وارد است آن بیت که می گوید «علی ای همای رحمت» چرا کلمه هما که معنای آن مرغ گنده خوار است را به کار برده؟ آقای سلیم موزون پدر دکتر موزون اصفهانی می گوید این گونه بگویید علی ای وصی احمد تو چه مظهری خدا را

یا مثلا در بیت دیگر که می گوید «شه لا فتی را» چه بهتر است که بگوییم شه انما که در قرآن هم به آن اشاره شده است.

در خصوص هزینه های که مداحان می گیرند و یا در باب جلسه با مسئول آن هزینه را طی کردن آیا این رفتار خوب و مناسب و اصولی است یا ناپسند محسوب می شود:

اجازه بدبد در خصوص مورد پاکت گرفتن این مداحان چند کلمه بگویم. این که بیایند و طی کنند کار بسیار اشتباهی است. یک وقت یکی از مداحان یکی از قصیده های مرحوم استاد شکیب را خوانده بود و پرسیده بود که جناب شکیب چطور خواندم؟ ایشان در جواب گفتند اگر اربابت یکی است از خود او بپرس که خوب خواندی ولی اگر بخواهی چیزی بگیری دیگر مداح نیستی و کاری که کردی مزد آن را گرفته ای.

کلام آخر؟

کلام اخرم هم این است که بزرگواران کاری بکنند که نزد آقا امام حسین شرمنده نباشند.

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
آخرین اخبار