امروز: پنج شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۷
کد خبر: 34542
تاریخ انتشار: ۹:۴۶ ب.ظ - پنج شنبه ۱۳۹۵/۱۱/۲۱
چاپ این خبر

اگر زهرای مرضیه علیهاالسلام و آن خطبه ‌هاى هدایت ‌گرانه ‌اش نمی ‌بود، امروز ما نیز باور نمی ‌کردیم که حق با امام على علیه ‌السلام بوده است؛ چرا که نفاق ‌ها، کینه ‌ها، دنیاگرایى‌ ها، ساده ‌انگارى ‌ها، سیاست ‌بازى ‌ها، تطمیع‌ ها، تبلیغ‌ ها، تحریف ‌ها دست به دست هم داده و امامت را چنان به انزوا کشانده بود که حتى اجازه نمی ‌داد فریاد حق جویى امیر مومنان به گوش احدى از آیندگان برسد

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مادحین؛ هنوز چند ماهى از حجه الوداع و بیعت همگان با وصىّ مصطفى صلی الله علیه وآله نگذشته بود که ابر سیاه پیمان‌ شکنى جامعه اسلامى را به تیرگى و سیاهى کشانید. هنوز چند ساعتى از عروج آخرین پیامبر نگذشته بود که امت او تیغ حق‌ کشى از نیام کینه و نفاق بر کشیدند و بر قلب یگانه وصىّ او نشاندند. هنوز چند لحظه‌‌اى از غسل بدن مطهر پیامبر رحمت نگذشته بود که پیروانش، پاره تن و یگانه دختر او را مورد دردناک‌ ترین بى مهری ‌ها و ظلم ‌ها قرار دادند.

تشنگان قدرت که در کمین نشسته بودند، در «سقیفه» جمع شدند و بـرخـلاف دسـتـور خـداونـد و فـرموده پیامبرش خلافت را از وصیّ او گرفته و به دیگرى سـپـردنـد و بـا تـمـام قـدرت و تـوان به صحنه سیاسى آمدند، گروهى را با تهدید و فشار مـرعـوب سـاختند، با دسته اى از راه معامله و تقسیم قدرت کنار آمدند، عده اى را با حاتم بخشى با خود هماهنگ کردند و با یک کودتاى خزنده، قدرت را به دست گرفتند.

در آن شـرایـط چـه کـسى و چـگـونـه مـى بـایـسـت از حریم قدسی ولایـت دفـاع کـند؟ از یک سوی مسلمانان در آن آزمایش سخت با سکوت خود راه خـطـا را در پـیـش گـرفـتـنـد، روح حـمـاسـى و شـهادت طلبى میدانهاى جنگ را از دست دادند و شـمـشـیـرهـا را غلاف کردند، به انزوا گرویدند و تنها نظاره گر حوادث تلخ شدند.

صدیقه کبری، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام به این واقعیت تلخ اشاره کرده، فرمودند:

«بعد از آن سوابق درخشان و روشن شدن حق به کجا مى روید، پس از اعلان حق، آن را کجا پنهان کردید. چرا بعد از آن تلاشها به گذشته خود رجوع نمودید و بعد از ایمان مشرک شدید، چرا پـس از آن شـجاعتها از گروهى که بعد از پیمان بستن سوگندهاى خود را شکستند، ترسیدید و آنان در دین شما رخنه وارد کردند».(۱)

و از سوی دیگر، امـام عـلى بن ابی طالب علیه السلام نـیـز نـمـى تـوانـست دست به شمشیر برد، هر چند ذوالفقار بدر و اُحد و خیبر در کـنارش و دست خیبرکنش همچنان پرتوان بود، اما حقیقت این است که آن حضرت با حمایت چه کسانى مى بایست دست به شمشیر بزند؟ و اگر قدرت طلبان کودتاگر را کنار زد، با حمایت چه کسانى حکومت کند. آن حضرت به این واقعیت تلخ اشاره کرد و فرمود:

«نـگـاه کـردم، دیدم براى گرفتن حق خود یاورى جز خاندان خویش ندارم، به مرگ آنان راضى نـشدم، چشمهاى پر از خاشاک را فرو بستم و با همان گلوئى که گویا استخوانى در آن گیر کرده بود، جرعه حوادث را نوشیدم».(۲)

پس چه کسى باید از حریم ولایت دفاع کند و از امام زمان خویش جانبدارى نماید؟ چه کسى باید نـقـاب از چـهـره مـدعیان دروغین بردارد؟

گـویـا تنها فاطمه علیهاالسلام براى این امر خطیر انتخاب شده است. زیـرا هیچ کس دیگر نمى توانست در آن شرایط در برابر تهاجمات سازمان یافته و فتنه هاى کـور، بـا بـصـیـرت و آگاهى لازم چونان بانوی دو عالم یک مبارزه پیروز را آغاز و بخوبى تـداوم بـخـشد. او بـا عـرفـان و مـعـنویتى که از قرآن دارد، با صبر و تحملى که از رسـول خـدا آمـوخـتـه اسـت، و بـا جـسـارت و شجاعتى که از امیرمومنان علی علیه السلام دیده است مى تواند در برابر تجاوز غاصبان بایستد و تا پاى جان از ولایت دفاع کند.

باری، فاطمه علیهاالسلام شیداترین پروانه شمع امامت بود؛ پروانه عاشقى که با سوختن و فداسازى خویش به همگان آموخت که امام برحق چونان کعبه است؛ کعبه‌ اى که مردم بایستى بر گِردش طواف نمایند؛ نه او بر گِرد مردم: « مَثَلُ الاِمامِ مَثَلُ الْکَعْبَهِ اِذْ تُۆْتى وَ لا تَأْتى ».(۳)

این فاطمه علیهاالسلام بود که عاشقانه ‌ترین پاسداشت را از حریم امامت روا داشت. این، فاطمه علیهاالسلام بود که یگانه‌ترین اسوه‌ دهى را در همرهى با ولایت ادا ساخت؛ همو که پهلویش شکست و در خون نشست؛ اما لحظه‌‌اى از یاورى ولّى امر خویش از پاى ننشست؛ همو که با فریادهاى جگرسوز خویش، زیباترین شعار ولایتمدارى را در گوش جان پیروان خویش طنین ‌انداز ساخت:
حضرت فاطمه زهرا

«یا اَبَاالْحَسَنِ! روُحى لِروُحِکَ الفِداءُ وَ نَفْسى لِنَفسِکَ الْوِقاءُ. إِنْ کُنْتَ فى خَیْر کُنْتُ مَعَکَ وَ إِنْ کُنْتَ فى شَرّ کُنْتُ مَعَکَ؛ (۴)اى ولى امر من! روحم به فداى روح تو و جانم سپر بلاى تو! هماره همراه تو خواهم بود؛ چه در خیر و نیکى به سر برى و چه در سختى و بلا گرفتار شوى! »

ضرورت دفاع از حریم امامت و رسواسازى پیشوایان ضلالت، باعث شد تا خداوندگار حیا و پوشیدگى به میدان سخنورى گام گذارد و با ایراد خطبه‌ هایى حماسى و شورآفرین، زیباترین قطعات ادب را رقم زند.

فاطمه علیهاالسلام که میراثدار فصاحت فصیح‌ترین مردم عرب بود، در شرایطى بحرانى و بدون هیچ آمادگى قبلى چنان خطبه‌هایى ایراد فرمود که به جاودانه ‌ترین قطعات ادبى در تاریخ ادبیات عرب تبدیل گردید. او میراث دار رسول بود و براى حفاظت از رسالت، با ایراد خطبه ‌هایى بى مثال بانى بناى بلاغت گشت و طلایه دار کاروان خطابت. بارى، اگر یگانه کفو و همانندش امام على علیه ‌السلام را استثنا کنیم، می ‌توان او را «یکه تاز میدان فصاحت و بلاغت» در آن دوران نامید؛ بزرگ بانویى که در گستره فصاحت و بلاغت نیز یگانه سرور بانوان جهان از ازل تا ابد گشت.

از آن یگانه بانوى خلقت سه خطبه تاریخى گزارش شده است:

۱٫ خطبه اى آتشین و قیام انگیز در مسجد مدینه؛

۲٫ خطبه اى افشاگرانه و هشدارآمیز در جمع زنان مهاجر و انصار در منزل؛

۳٫ خطبه اى بیدارگرانه و نکوهش آمیز در میان مردم کوچه در نزدیک منزل.

اگر زهرای مرضیه علیهاالسلام و آن خطبه ‌هاى هدایت ‌گرانه ‌اش نمی ‌بود، امروز ما نیز باور نمی ‌کردیم که حق با امام على علیه ‌السلام بوده است؛ چرا که نفاق ‌ها، کینه ‌ها، دنیاگرایى‌ ها، ساده ‌انگارى ‌ها، سیاست ‌بازى ‌ها، تطمیع‌ ها، تبلیغ‌ ها، تحریف ‌ها دست به دست هم داده و امامت را چنان به انزوا کشانده بود که حتى اجازه نمی ‌داد فریاد حق جویى امیر مومنان به گوش احدى از آیندگان برسد.

مطمئنا هر کس غیر از دختر پیامبر می‌بود او را شکست مى دادند، هر شخصیت دیگرى اگر مى‌بود با انواع تهمتهاى ناروا او را به انزوا مى کشاندند. هر مقاومتى اگر مى شد آن را در هم مى شکستند. هر دسته، گروه و لشکرى را با نام اسلام و در قالب جهاد اسلامى تار و مار مى کردند. اما آنان در برابر شجاعت، بصیرت و شهادت طلبى فاطمه زهرا علیهاالسلام درمانده شدند، نقابهایشان دریده شد و ماهیت پلیدشان افشا گردید

حضرت فاطمه علیهاالسلام در قیام پرحماسه فرهنگى ‌اش، لحظه ‌اى از افشاگرى و روشنگرى‌ هاى هدایت ‌بخش خویش دست بر نداشت تا به همه مسلمانان طول تاریخ بفهماند که سکوت در مقابل مهاجمان فرهنگى پذیرفتنى نیست؛ غفلت در مقابل هدف‌گیرانِ ولایت و رهبرى عقلایى نیست؛ پرده‌ پوشى در مقابل منافقان داخلى فضیلتى نیست؛ ساده ‌انگارى در مقابل طرح پرشتاب براندازى، تحمل ‌کردنى نیست و آن هنگام که اصل و اساس اسلام به ورطه خطر افتاده باشد، هیچ تقیه و بهانه ‌اى براى احدى، چه زن و چه مرد، شرعى نیست. باید به پاخاست؛ باید فریاد برآورد؛ بایستى در برابر ضلالت قد علم کرد و همچون سیلى بنیانکن بر تیره خارهاى نفاق خروشید.

حضرت فاطمه علیهاالسلام، در مقابل بدعت و تحریف اسلام، آرام ننشست، برخاست، جوشید و خروشید، افشاگرى نمود و روشنگرى کرد؛ چرا که با الهام الهى و تحدیث جبراییل از آینده خبر داشت و مى ‌دانست این روشنگری‌ ها عاقبت دل‌هاى لایقى خواهد یافت و نقش بى ‌نظیرى را در به ثمر رسانى امامت و محقق ‌سازى هدف خلقت ایفا خواهد نمود.

آرى، قیام فرهنگى فاطمه زهرا علیهاالسلام، حماسه ‌اى بود که تنها از عهده خودش بر می ‌آمد. رسالت و امامت، تحقق ‌بخش هدف خلقت بود و این صدیقه کبری علیهاالسلام بود که امامت را حیاتى دیگر بخشید، رسالت را مایه ثمر و خلقت را به هدف نزدیک گردانید.

پی نوشت:

۱) احتجاج طبرسى: ۱/۱۴۰ .

۲) نهج البلاغه، خطبه ۲۶ .

۳) بحارالانوار: ۳۶/۳۵۳٫

۴) کوکب الدُرّى : ۱/۱۹۶٫

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
آخرین اخبار