امروز: پنج شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۷
کد خبر: 35502
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۱ ب.ظ - شنبه ۱۳۹۵/۱۲/۷
چاپ این خبر
مداح و ذاکر اهلبیت(ع)

مهدی خیامیان: هیئت ها باید استکباز ستیز باشند. اصلاً خود عزاداری سیاسی است. گریه های حضرت زهرا را مطالعه کنید برای چه بود؟ تمام این موارد به مباحث سیاسی گره خورده بود. حتماً پیشوایان خودمان را نشناخته ایم که به سمت استکبارستیزی نمی رویم.

  به نقل از صاحب نیوز/هیئت ها باید استکباز ستیز باشند. اصلاً خود عزاداری سیاسی است. گریه های حضرت زهرا را مطالعه کنید برای چه بود؟ تمام این موارد به مباحث سیاسی گره خورده بود. حتماً پیشوایان خودمان را نشناخته ایم که به سمت استکبارستیزی نمی رویم.

عزاداری و عرض ارادت ارادتمندان اهل بیت علیهم السلام در این ایام مانند هر عمل دیگری آداب و اصولی دارد که اگر دست اندرکاران برگزاری این مراسم ها کمتر از آن ها آگاه باشند و یا در اثر نگرش های اشتباه دچار انحراف شده باشند ضربات و لطمات جبران نا پذیری را به این دستگاه وارد می کند.

از این رو گپ داغ صاحب نیوز سراغ مداحان با سابقه و فعالان عرصه برگزاری مراسم های عزاداری شهر اصفهان رفته تا پای حرف دل آنان بنشیند و از ناگفته های آن ها درباره چند و چون برگزاری هیئت های عزاداری امام حسین علیه السلام در طراز هیئت انقلاب اسلامی بشنود.

گفتگوی سوم صاحب نیوز در این پرونده با مهدی خیامیان مداح جوان و خوش صدای شهر اصفهان انجام شده است. او در صحبت هایش از فعالیت خود در سال های گذشته و همجواریش با مداحانی همچون میثم مطیعی گفت و در ادامه به مسائل و موضوعات امروز مداحی پرداخت. مشروح این گفتگو را در سطور ذیل بخوانید؛

***

از خودتان و سابقه کاریتان برای ما بگویید

بنده تا سال ۱۳۷۵ به صورت مربی در بحث تواشیح و سرود و گروه های مشابه و همچنین شرکت در مسابقات استانی فعالیت و مقام هایی هم کسب کردم. مداحی را هم در کنار این فعالیت ها کم و بیش شروع کردم. آن زمان ها مداحی سنتی باب شده بود و البته یک سری ابتکاراتی از خودمان داشتیم.

سال ۷۵ به خاطر موقعیت های کاری پدرم به زاهدان رفتیم و آن جا هم به مداحی مشغول شدم. پدربزرگ بنده جزء بزرگان زاهدان بودند و مداحی من پشتوانه شهرت پدربزرگ من که آنجا در زمینه ورزش های زورخانه ای کار می کرد شد. یادم می آید که در آن زمان هنوز این اشعار جدید به ضرب های های زورخانه ای ورود نکرده بود. دوستان هیئتی به گود زورخانه می آمدند و ابتکار ورود اشعار و سبک ها به زورخانه که توسط من انجام شده بود آن ها را بر این داشت که بنده را به هیئت هایشان دعوت کنند. در آن زمان ما در هیئت ها با آقای مختاری و میثم مطیعی و دیگر دوستان آشنا و رفیق شدیم و چند سال در زاهدان با هم جلساتی مشترک داشتیم.

از آنجا فعالیت حرفه ای و جدی مداحی که همه آن لطف اهل بیت بود شروع شد. در کمترین زمان در زاهدان جزء مداحان برجسته شناخته شدیم. من از همان زمان شروع به شعر نوشتن و سبک زدن کردم. در زاهدان به خوبی از کارهای ما استقبال می شد و حتّی شهرهای دیگر هم ما را دعوت می کردند، در صورتی که اکثراً از بیرون به زاهدان دعوت می شدند.

بغض معاندین مذهب شیعه در زاهدان ما را بر آن داشت تا به صورت جهادی در این زمینه ها کار کنیم نه اینکه کارهای ما به صورت نمادین باشد تا نوار ما بیرون برود. آن منطقه هم نیاز داشت تا مداحانی که مدعی انقلاب هستند کاری شایسته کنند.

سال ۷۹ به اصفهان برگشتیم. میثم مطیعی هم همان وقت به تهران رفت. حدود یک سال بعد دوباره با بچه ها دور هم جمع شدیم که امروزه عکس معروفی از آن زمان در فضای مجازی منتشر شد. آن زمانی که ما به اصفهان آمدیم بحث هایی جدی در زاهدان درباره مبارزه با اشرار بود. ما هم گاهی در زاهدانی که رهبری از آن تحت عنوان تنگه احد و راه ضربه زدن دشمن در صورت غفلت ما یاد کرده بودند، شرکت می کردیم. واقعاً هم همینطور بود چرا که آنجا دست خوش حوادث زیادی است.

ما با آن فضا به اصفهان آمدیم، با همان شلوار پلنگی و چفیه روی دوش به فضای اصفهان آمدیم. این باعث شد در اصفهان موجی ایجاد شود که چنین کسی با چنین تیپی به اصفهان آمده و به من می گفتند تو زاهدانی هستی. ما جلسه ای در اصفهان گرفتیم و در جلسه های شب جمعه ها در امامزاده شاه میرحمزه شرکت کردیم و چنین جلساتی در اصفهان کمتر دیده می شد. آقا مهدی بقایی هم به من گفتند که شما کاری به جو اینجا نداشته باش و با همان حال و هوایی که آمدی کارت را ادامه بده. من آن شب وقتی به نظام و رهبری دعا کردم حدود۳۰ نفر حلقه اول را خالی کردند؛ آنقدر فضا آلوده بود. در چنین موقعیتی در اصفهان بودیم.

در این مدت در اصفهان مشغول کار بودید؟

بله. در اماکنی مانند نیروی انتظامی، سپاه، راه آهن، دانشگاه های صنعتی و سایر دستگاه ها در کنار هیئت ها حضور داشتم. من هم در مجموعه های فرهنگی و هم در هیئت ها بودم. سال اولی که عاشورائیان در سال ۸۳ شکل گرفت بنا به اصرار دوستان در آن هیئت حضور پیدا کردم، البته من آن زمان سرباز بودم. در آن سال در هیئت عاشورائیان ده شب برنامه سنگین به من دادند.مهدی خیامیان

هر کاری آدابی دارد. هر کاری که بدون آداب خاص خودش انجام بشود مسلماً حق آن مطلب ادا نخواهد شد. می خواهیم مهمترین آداب عزاداری اهل بیت را از زبان شما بشنویم. مسئولین هیئت ها و دست اندر کاران هیئت ها چه نکاتی را باید مد نظر داشته باشند؟

این سوال خیلی مواقع مطرح نمی شود چون منافع خیلی از افراد به خطر می افتد. ما همانطور که برای مسائل بهداشتی دستورالعمل داریم، برای جمع شدن دور هم برای عزاداری یا همان هیئت ها هم دستور داریم. اعتقاد ما بر این است که باید محضر بزرگان دین بنشینیم و در مسیر معارف دین حرکت کنیم. متاسفانه برخی آسیب ها در هیئت های ما وجود دارند که هیئت ها را به بن بست می رسانند. باید آسیب ها را از میان برداشت و  دل ها را برای بهره مندی از معارف اهل بیت علیهم السلام آماده کرد. من چیزی را هم تجربه کرده ام. زیارت عاشورا یک حال و هوای خاصی به مراسمات می دهد و دل ها را برای عزاداری و بهره مندی بیشتر آماده می کند.

گفتید که برخی از آسیب ها هست که هیئت های ما را به بن بست رسانده است. این آسیب ها چیست که هیئتی را که با انگیزه نشر معارف کار می کند را به بن بست می رساند؟ شاید برخی اگر بدانند روی روند کار خود تجدید نظر  کنند

ببینید برخی هیئت ها کارشان به کار سیاسی معروف است و این هیئت ها نمی توانند کار هیئتی کنند. از اهل بیت چیزی در هیئت وارد نمی کنند. این هیئت خواهی نخواهی به بن بست می رسد و کاری نمی تواند از پیش ببرد.

گاهی هم نابلدی ما در هیئت داری و اینکه نمی دانیم از چه کسی باید خط بگیریم می تواند باعث افت هیئت ها شود. باید از روحانی هایی مشاوره گرفت و خط گرفت که خودشان از دل هیئت ها باشند و هیئتی باشند و شرکت در هیئت را فریضه بدانند، نه روحانی هایی که هیئت را نمی شناسند. برخی از ما تعصب داریم هر روحانی که می بینیم پاسخ تمام سوالات خود را از او  دنبال می کنیم. اینطور نباید باشد و باید ببینیم تخصص این آقا چیست و در چه محیط هایی فعالیت داشته است.

باید پشت هر هیئتی یک تفکری باشد و کسی که آن را هدایت می کند باید با استفاده از مطالعات خود دلسوزانه کار کند. ما سکولاریسم را داخل هیئت کردیم. شاید الآن برای بیان این حرف زود است و در این کلام نمی گنجد، اما حقیقتی است. ما واقعاً این را وارد کردیم. یعنی از من خودمان نمی گذریم و از نظرات خودمان کوتاه نمی آئیم. ما باید اصول را تعیین کنیم و دست بچه های اجرایی را باز بگذاریم. امروزه خیلی هیئت ها جدا می شوند و یک هیئت چند تا هیئت می شوند.

ما در بحث آداب ها خیلی راه برای پیاده سازی آن ها داریم و در این جا هم باید به سخنان رهبری دقت کنیم چرا که بسیار تخصصی است.

شما گفتید کسانی که هیئت داری بلد نیستند در امورات هیئت به کار گرفته می شوند. در این جا منظورتان نیت  و بحث های درونی فرد است یا بحث های اجرایی که مثلاً کسی که مدیریت نکرده وارد مسائل اجرایی هیئت وارد می شود؟

این دو مورد به هم وابسته است. اما مورد دوم هم جای تأمل هست. همه ما که بلد نبودیم. از پائین تا بالا باید افراد تربیت شوند. البته در این مورد هم باید دقت داشت. دست اندر کاران تابلوی یک هیئت هستند. کسی که سه تیغ کرده و شلوار لی پوشیده به هیئت بیاید قدمش هم روی چشم. اما کار تابلوی هیئت را که مثلاً همان چایی دادن است را دستش ندهیم. گناه علنی فسق است. برخی افراد احکام جزئی خودشان را  نمی دانند چه برسد به اینکه وارد مسائل اخلاق هم بشوند. خیلی ها می گویند که فلانی احکام بلد نیست اما اخلاقش خوب است. نه اینطور نیست. چنین افرادی هم موردی اخلاق خوب دارند.

نیت هم بسیار مهم است. امروزه ملاک وضعیت ظاهری و داشتن نیروی اجرایی خوب و این موارد است. این ها که ملاک نیست. ملاک را به ما گفته اند. در روایتی از امیرالمومنین خواندم که عالم ترین شما با تقوا ترین شماست. کسی که تقوا دارد عالم هم هست. اگر تقوا نداشته باشیم عالم نیستیم. یک نیروی اجرایی نباید صرفا کار اجرایی کند. باید ابتدا فلسفه هیئت را بداند. اگر با این نیت های مادی وارد هیئت شویم کارمان خراب است و به همان بن بست هایی که گفتم می رسیم. اولین گامی که هیئت ها باید بردارند همان تقواست.

مهدی خیامیان

مدتی است واژه های هیئت سیاسی و هیئت سکولار وارد ادبیات هیئت های ما شده است. نظر شما در این رابطه چیست؟

آقا فرموده اند هیئت ها نباید سکولار باشند. بحث سیاسی باید در هیئت ها باشند. ذات سیاست ما و ذات دیانت ما یکی است. اینکه جامعه باید به دست امام و کسی که منتخب خداست اداره شود روح دیانت و سیاست ماست. هیئت های مذهبی نباید سکولار باشند. خود مسیحی ها که اولین کسانی هستند که سکولار را قبول کردند و به آن ورود پیدا کردند، یا همان غرب به این رسیده اند که قتل و جنایت در آن مملکت تصاعدی شده است و باید به دین برگردند.

رهبری هم اشاره کردند که اول هیئت ها باید شریعت را بشناسند. اول باید انسان را بررسی کنند که انسان چه کسی بوده و چه تمدن هایی روی آن اثر گذاشتند. بله، شیطان جزئی از برنامه های خداست، باید کسی دعوت به حق کند و دیگری دعوت به باطل و این ما هستیم که باید انتخاب کنیم. ولی شمر شدن به دست انتخاب ماست. شمریت باید باشد ولی اینکه چه کسی شمر باشد ما هستیم که می توانیم باشیم و یا نباشیم. حبّ الدنیا همان سکولاری عمل کردن است؛ همان همه چیز را دنیایی دیدن است. برای فهمیدن سکولاریسم باید انقلاب فرانسه و تأسیس تمدن مدرن و تمدن مرگ خدا را مطالعه کرد. من قول می دهم که هر کسی تمدن غرب را مطالعه کند راهی پیدا نمی کند جز اینکه خودش را بشناسد و انسان را به خوبی مطالعه کند. بهترین کتب هم در این زمینه دوره کتاب ها معرفه النفس آقای طاهرزاده است. انسان اینطور با این مطالعات هزار سال عمر می گیرد. اصلاً پیشوایان ما پیشوایان سیاسی ما هم هستند. نمی توانیم سیاست را از دین جدا بدانیم.

این به چه صورتی باید باشد؟

استکبار ستیزی. شهید مطهری می فرمایند که یزید و شمر ۱۴۰۰ سال پیش تمام شد. اما شمریت تمام نشد. این شمریت همیشه هست و شیطنت همیشه وجود دارد. ما هم باید در مقابل این رفتارها عملکرد مناسب داشته باشیم. باید بدانیم که چه هنگام برخیزیم و چه هنگام واکنش نشان دهیم.

هیئت ها باید استکباز ستیز باشند. اصلاً خود عزاداری سیاسی است. گریه های حضرت زهرا را مطالعه کنید برای چه بود. تمام این موارد به مباحث سیاسی گره خورده بود. از شریعتی که داشتند می سوزاندند تا فسادهای اخلاقی که صورت می گرفت. حتماً پیشوایان خودمان را نشناختیم که به سمت استکبارستیزی نمی رویم.

سکولار الآن تمام جنگ ها را به نام اسلام تمام می کنند و می گویند که اسلام چون دین را با سیاست آمیخته است مدیریت خود را از دست داده است و دیگر قدرت مدیریت ندارد. پس ما باید به شریعت بیشتر اهمیت دهیم و بیشتر این موضوعات را بدانیم و این مسائل را در هیئت ها تبیین کنیم. امروزه مرگ بر امریکا نیاز هیئت های ماست. این کارها را باید هیئت ها انجام بدهند. رهبری سکانداری است که اتفاقی که ده سال آینده اتفاق می افتد را امروز گوشزد می کنند و امروزه دارند روی همین موضوع تأکید می کنند.

ما فقط به مسائل اقتصادی پرداختیم، دقیقاً همان چیزی که غرب برای ما دیکته کرده است. صبح از تا شب برای رفاه زندگی مان از خانه بیرون می رویم. این همان چیزی است که غرب برای ما دیکته می کند و ما اجرا می کنیم. این پرداختن به تمدن غرب است که واقعاً باید در هیئت بیان شود و توسط کارشناسان خوب بررسی شود تا مردم بدانند که انسان صرف به این کارها نباید باشد.

مهدی خیامیان

یکی دیگر از مسائل مهم مردم سبک زندگی است که برخی از سبک ها برخلاف شریعت ماست و موجب مشکلات فراوانی می شود. هیئت های مذهبی می توانند روی سبک زندگی مردم هم تاثیر داشته باشند؟ هیئت ها در این رابطه باید چه اقداماتی داشته باشند؟

با بستری که انقلاب برای ما فراهم کرده است باید هر کاری که می خواهیم انجام دهیم همان راهی باشد که اهل بیت به ما یاد داده اند و آن هم شبکه ای کار کردن است. اما متأسفانه از زمانی که هیئت ها به هر دلیلی از مساجد دور شده اند برخی رسالت خود را به خوبی انجام نمی دهند. اگر بخواهیم نیامدن جوانان به مساجد را واکاوی کنیم خیلی ها زیر سوال می روند. مساجد را زیبا کردیم و فکر می کنیم که جوان پسند شده است. این بسیار غلط است و بر خلاف حرف رهبری است و برخی با این کارها با چهره انقلابی در میدان غرب بازی می کنند.

آسایش، آرامش نمی آورد و این کلیت سبک زندگی است. رفاه آسایش است نه آرامش. آرامش همان تعالی انسان است و معرفت النفس به این اشاره می کند که مثلاً تحصیلات عالیه آرامش نمی آورد. شغل خوب و درآمد زیاد آرامش نمی آورد. کسی که به هیئت ما می آید وقتی از هیئت می رود چه چیزی دستگیرش شده است؟ ما باید در هیئت ها سبک زندگی را به مردم و بچه هیئتی ها یاد دهیم.

متأسفانه امروزه شهرداری ها هم سنگ های بزرگی جلوی پای هیئت ها می اندازند. شهرداری ها دکانی درست می کنند که هیئت ها هزینه هایی بدهند، کاری می کنند که کسی نتواند تبلیغات کند و در صددند هیئت ها صرفاً معطوف به مسائل معنوی شوند. جایی نیاز است که مخاطبی که پیدا می کنیم به او اطلاع رسانی شود. متأسفانه بالغ بر ۸۰ درصد بودجه فرهنگی که در مجلس تصویب می شود در ناکجا آباد مصرف می شود. شهرداری هم از طرفی برای بهره برداری مالی خودش از اطلاع رسانی های هیئت ها سوءاستفاده می کند. به جای اینکه هزینه های هیئت ها را کم کنند خلاف این را عمل می کنند.

شهرداری که در اخبار خود تأکید دارد روند اجرائی هیئت ها در مسائل تبلیغی تسهیل می شود؟!

این صحبت ها در رسانه ها مطرح می شود ولی امروز هیئت ها برای نصب تبلیغ روی هر پایه ای در شهر باید ۵۰ هزار تومان پرداخت کنند. ما برای هیئت خودمان که پنج تا پایه بنر می خواهیم ۲۵۰ هزار تومان را از کجا بیاوریم؟ هیئت ها مگر بنگاه اقتصادی اند؟ آقای پورازغدی گفتند که جرأت داشته باشید بالای منبر بروید و بگوئید مردم دین را اشتباه به شما گفتیم و امروز درست این را فهمیدیم. ما بهترین بستر را فراهم کردیم. مساجدی بسیار زیبا در اصفهان داریم که یک جوان در آن نیست. اندیشه های بلند در دوران جوانی اتفاق می افتد.

از شهرداری ها می گفتیم. امام از صحیفه می گویند هیئت ها با همان هیاهو باید دسته جات عزاداری را راه اندازی کنند. این هیئتی که در مسجدی کنار خیابان مراسم برگزار می کند و می خواهد پلاکارد درب مسجد بزند باید چکار کند؟ خیلی از مساجد پایه بنر ندارند که این سلیقه مدیران است و هر مدیری یک سلیقه ای دارد. بنر زدیم و شهرداری جمع کرده و برده است. به معاونت خدمات شهرداری که مراجعه کردیم بنر خودمان را دیدیم. در صورتی که هیئت ها با هزار زحمت برای چاپ بنرهای خودشان زحمت می کشند تا هزینه های آن ها کم شود. اما شهرداری به دلایل ساده ای به راحتی جمع می کند. در صورتی که ما مجوز داشتیم و سهل انگاری از خود شهرداری بود. به ما گفتند که یک ماه آینده فلان جا می خواهد افتتاح شود و نباید بنری در آنجا باشد. ببینید، بچه های ما می روند سوریه که کسی دستش به بیرق اهل بیت نرسد اما ما اینجا به راحتی داریم خودمان را در چارچوب های دست ساز قانونی محدود می کنیم. مسئولان شهرداری به هیئت ها بگویند اگر مجوز ندارید تبلیغات نزنید و این کار را با احترام انجام دهند.

این را هم بدانیم که اگر مسئولی در مراسمات عزارداری شرکت نمی کند و می گوید که وقت ندارم جایی از کارش با تمدن غرب گره خورده است.

مهدی خیامیان

چرا برخی هیئت ها فقط مداح محور شده اند و سخنران حذف شده یا در وقت مرده ای سخنرانی انجام می شود؟ آفت های این کار چیست؟

از یک طرف می توان گفت دستگاه هایی که متولی این امر هستند هیچ حمایتی در این مورد نمی کنند. برخی هیئت ها هم نمی دانند که جایگاه سخنران در هیئت ها کجاست؟ ارگان هایی دخیل هستند که این ها را به هیئت ها آموزش بدهند. مثل سازمان تبلیغات اسلامی که در این موارد بودجه دارد و می تواند به خوبی عمل کند.

از یک طرف هم پولی شدن روحانیون هم بی تأثیر در این زمینه نیست و می گویند که مردم باید برای روحانیون ارزش قائل شوند. خب مردم مجبور می شوند سراغ روحانیون پایه ۳ بروند که خیلی از این افراد می توانند بحران ساز شوند. نمی شود با وجود این مسائل سخنران دعوت کرد. گاهی اوقات برای دعوت از یک سخنران خوب باید از کانال های مختلف وارد شد و سرمایه داران زیادی را دید. این اوج سکولاری است. سخنرانان ما باید خودشان وارد یک هیئت تراز شوند نه اینکه وارد هیئتی شوند که ارزش مالی بیشتری دارد.

سخنران با تقوا متأسفانه در کل کشور انگشت شمار شده اند. بیت رهبری هم افراد محدودی را استفاده می کند. دلیل این موضوع چیست؟ ما در تربیت سخنور اهل علم و مطالعه کمبود داریم و رشد هیئت ها نسبت به تربیت سخنرانان بیشتر است.

این فضا بین مداحان هم هست؟

اگر مداح مشهور هم به هیئت نیاید خیلی اتفاقی نمی افتد. خودمان می توانیم دو سال دیگر مداح معروف تربیت کنیم. اگر سخنران نیاید چه کسی برای این جوانان صحبت کند؟ ما واقعاً برای سخنران مشکل داریم. در مداحان هم همین مشکلات هست اما نه به اندازه سخنرانان. من مداحی را سراغ دارم که جزء مداح های درجه سه هم هست و از جلسات متعددی که در آن ها مداحی کرده برای هر شب مبلغ دو میلیون و چهار میلیون تومان گرفته و الان کارش به جایی رسیده که یک میلیارد تومان از پولهایش در یک مؤسسه بانکی ورشکسته گیر افتاده است و از این پول ها چیزی دستش را نگرفت. برخی مداحان برای هزینه خود چانه می زنند.

شما به نکته ای اشاره کردید. گفتید رشد سخنرانان اندازه رشد تعدد هیئت ها نیست. این خوب است یا بد؟

این یعنی مردم ما قائل به این هستند که می خواهند در امور هیئت دست اندرکار باشند. اما باید یک کارشناس انقلابی این ها را حمایت کند. خوب است اما باید از لحاظ محتوایی بررسی شود. باید تحت نظر کارشناسان باشد. باید سخنران به اندازه کافی برای هیئت هایمان داشته باشیم.

وجود روحانیون در هیئت ها خیلی لازم است. شاید اگر مدیر اجرایی در هیئت باشد نیم ساعت بعد از اذان همینطور بگوید اذان شد و بروید نماز، بچه ها نروند و بگویند وقت که زیاد است؛ اما یک روحانی همین که حضور داشته باشید و قبل از اذان آستین های خود را به نشانه گرفتن وضو بالا بزند همه به سمت نماز می روند. اهمیت حضور روحانیون در هیئت ها بسیار بالاست؛ ولو کار اجرائی نکنند. روحانی باید در بدنه هیئت باشد چرا که موجب انس می شود. متأسفانه دیده شده که در حوزه های علمیه می گویند آنقدر در هیئت ها نروید به درستان بپردازید. این همان اتفاقی است که باعث می شود بچه هیئتی ۱۵ ساله، سیگاری بشود و زنجیر بردارد و مادرش را بزند. شخصی به من می گفت فلان مداح معروف شبی نیست که از مداحی که به خانه رفت همسرش را کتک نزند. ریشه این آفات کجاست؟ در رفتارهایی که به زعم خودمان کوچک است و فکر می کنیم درست عمل می کنیم اما نمی دانیم که چه آثار بسیار بزرگی دارد و ما تا روز قیامت شاید از آن غافل باشیم و در روز محشر بفهمیم، که آن روز دیگر دیر شده است.

مهدی خیامیان

سال های اخیر برخی هیئت ها در مواردی در زمین دشمن بازی می کنند. مثل بحث ایجاد تفرقه و یا اعمال وهن مذهب. چرا به نظر شما هیئت ها دچار این گونه موارد می شوند؟

ما خودمان را برای این بستر انقلاب به خوبی تربیت نکرده ایم. وارد حیطه ای می شویم که کار ما نیست. ما برای خود گاهی اسم و رسمی ساختیم و به تکلیف خودمان نرسیده ایم. وجود جریانات انحرافی بر کسی پوشیده نیست. از طرفی هم باید بدانیم که طبق فرموده قرآن باید توبه را پذیرفت و برگشت برخی از افراد را قبول کنیم.

انحرافات هم مانند آفات کارشناس می خواهد. فرقی ندارد، هر دوی این موارد باید توسط کارشناس بررسی شود و روی آن ها کار فرهنگی شود. همه نیازهای هیئت ها نیاز مادی نیست. کسی هست که به هیئت ها انحرافات را گوشزد بکند؟ بله انحرافات در برخی هیئت ها وجود دارد. برخی موارد وهن دین به وجود می آید و در هیئت ها قلاده می اندازند و قلاده را در تابلوی هیئت هم می کشند که باید دید این گونه موارد از کجا دقیقاً وارد هیئت ها می شود؟ ما خودمان را برای تشکیل دادن یک جمعی تربیت نکردیم. همان تشکیل و ایجاد یک جمع هم راهبرد دارد و باید برنامه ریزی شود. مداحان اصفهان هم حتی نتوانسته اند بنشینند و حرف خودشان را یکی کنند. این منیت است. نباید اینگونه باشد. این می تواند زمینه ساز انحرافات باشد.

برخی از هیئت هایی که الآن به جایی رسیدند ظاهراً تمام معنا تلاش می کنند اما در آن خبری از اندیشه و تفکر نیست و در باطن تماماً دعوت به جهل است. فقط اسم امام حسین را می آورند. ما روایت داریم که فاحشه هایی به امام زمان پناه می برند و کسانیکه پیشانی آن ها پینه بسته است روبروی امام زمان می ایستند. جهالت و انحراف همه جا می آید، آن معرفت است که همه جا نمی آید. آیا همه هیئت های ما بیدارند و همه بچه هیئتی های ما بیدارند؟ پس چرا بچه هیئتی های ما فحش می دهند؟ این اشتباه است که می گویند عمر خودمان را در هیئت ها گذاشتیم. امام حسین کی گفت که شما دنبال کار نروید؟ کسی به پیامبر گفت شاغل نیستم و حضرت به آن گفت از چشمم افتادی. این حرف کمی نیست. چاره ای نداریم جز اینکه کارشناسان زبده ای تربیت کنیم و در هیئت ها به دنبال افزایش معرفت مخاطبان باشیم. اگر دیر متوجه شدیم دیگر فایده ندارد و ممکن است هیئت به جایی برسد که دعوت کننده به جهل باشند.

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
آخرین اخبار