امروز: جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۹۶
کد خبر: 38067
تاریخ انتشار: ۱۰:۰۰ ب.ظ - یکشنبه ۱۳۹۶/۰۴/۱۱
چاپ این خبر
یاداشت؛

بقیع تنها یک گورستان نیست، بلکه گنجینه تاریخ اسلام است. قبور چهار امام معصوم شیعیان و نیز قبور همسران، دختران، برخى فرزندان، اصحاب، تابعین و عمه هاى پیامبرخدا(صلى الله علیه وآله) و نزدیک به ده هزار نفر از شخصیت هاى نامدار تاریخ اسلام در آنجا واقع است. پیشینه قبرستان بقیع به دوران قبل از اسلام […]

بقیع تنها یک گورستان نیست، بلکه گنجینه تاریخ اسلام است. قبور چهار امام معصوم شیعیان و نیز قبور همسران، دختران، برخى فرزندان، اصحاب، تابعین و عمه هاى پیامبرخدا(صلى الله علیه وآله) و نزدیک به ده هزار نفر از شخصیت هاى نامدار تاریخ اسلام در آنجا واقع است.
پیشینه قبرستان بقیع به دوران قبل از اسلام مى رسد، لیکن در اسناد به روشنى مشخص نیست که قدمت آن به چه تاریخى مربوط است و از چه زمان مردمان مدینه جنازه درگذشتگان خود را در این گورستان به خاک مى سپرده اند.
منابع تاریخى گواهى مى دهد که پیش از هجرت، مردم مدینه اجساد مردگان خود را در دو گورستانِ «بنى حرام» و «بنى سالم» و گاهى نیز در منازل خود دفن مى کردند.(۱) لیکن با هجرت مسلمانان به مدینه، بقیع تنها قبرستان مسلمانان گردید و به مرور زمان و با دفن اجساد تعدادِ زیادى از صحابه و تابعین و نیز همسران و دختران و فرزندان و اهل بیت رسول الله(صلى الله علیه وآله) از اهمیت ویژه اى برخوردار شد.(۲) و گورستان هاى پیشین، رفته رفته به حالت متروکه در آمد و از میان رفت.(۳)

در روایت آمده است که: رسول الله(صلى الله علیه وآله) به دستور خداوند، کنار این قبرستان حضور مى یافت و به مدفونین آن سلام مى کرد و براى آنان از خداوند آمرزش مى طلبید.(۴)
بقیع را از آن رو «بقیع الغرقد» نامیده اند که نوعى درخت خاردار در آنجا مى روییده و نامش «غرقد» بوده است.(۵) سپس آن درخت از میان رفت امّا نامش ماندگار شد.
برخى نیز گفته اند: بقیع غرقد نام زمینى است که نوعى درخت بلندِ توت آن را پوشانده باشد.
بقیع تا یکصدسال پیش، دیوار و حصارى نداشت، اما اکنون با دیوارى بلند محصور گشته و از گذشته تاکنون مسلمانان از هر فرقه و مذهبى، پس از زیارت پیامبرخدا(صلى الله علیه وآله) به اینجا آمده، اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) و دیگر آرمیدگان در این گورستان را زیارت مى کنند.
قبر امامان معصوم(علیهم السلام) و تعداد دیگرى از دفن شدگان در بقیع نیز داراى قبّه و سایبان بوده، که در حمله وهابیان تخریب گردید و اکنون این قبرستان به صورت فضاى باز و ساده اى درآمده و تنها برخى از قبور از دیواره هاى کوتاهى برخوردار است.
توجّه والیان به قبرستان بقیع والیان مدینه در طول تاریخ، مقابر اهل بیت(علیهم السلام) ، همسران پیامبر(صلى الله علیه وآله) ، فرزندان و یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله) و تابعین مشهور و مدفون در بقیع را، با سنگ نبشته هاى هنرى و بناهاى عظیم و ضریح هاى ثمین و سیمین مشخص و در بازآفرینى و بازسازى ها، پیوسته حراست و حفاظت از آن ها را برعهده مى گرفتند… .(۶)
تا پیش از سلطه وهابیان بر حجاز، بیشترِ سفرنامه نویسانى که از مدینه دیدار داشته اند، گزارشى از قبّه ها و بناهاى ساخته شده بر روى قبور ائمه و دیگر صالحان و چگونگى آن را گزارش کرده اند.

تصویربرداران نیز تصاویر گویا و روشنى از این قبرستان و بناهاى ساخته شده در آن، برداشته اند که نمونه هایى از آن را «ابراهیم رفعت پاشا» در سال هاى ۱۳۱۸ تا ۱۳۲۵ هـ . ق. و نیز «محمد لبیب بک» در سال ۱۳۷۷ هـ .ق. از خود به یادگار گذاشته اند.(۷)
پس از تسلّط سعودیان بر حجاز، با توجه به پیوند فکرى و مذهبى آنان با محمدبن عبدالوهاب، در هر شهر و منطقه اى که وارد مى شدند، آثار و ابنیه ساخته شده بر روى قبور بزرگان صدر اسلام را خراب و ویران مى کردند.
وهابیان، بار نخست در سال ۱۲۲۱ هـ .ق. بخشى از بناهاى قبرستان بقیع را ویران نموده و سپس با تکمیل سلطه خود بر حجاز در شوال سال ۱۳۴۴ هـ .ق. کلیه این بناها و گنبدها و آثار را ویران و اموال و اشیاى گران قیمت موجود در این اماکن را به تاراج بردند و نه تنها در مدینه، بلکه در هرجا گنبد و بارگاه و زیارتگاهى بود، به ویرانى آن اقدام کردند.

مرحوم سید محسن امین، ابعاد ویرانى هاى وهابیان در حجاز را اینگونه وصف مى کند:

وقتى وهابیان وارد طائف شدند، گنبد مدفن ابن عباس را خراب کردند، چنانکه یک بار دیگر این کار را کرده بودند. آنان هنگامى که وارد مکه شدند، گنبدهاى قبر عبدالمطّلب، ابوطالب و خدیجه امّ المؤمنین(علیها السلام) را ویران نمودند و زادگاه پیامبر(صلى الله علیه وآله) و فاطمه زهرا(علیها السلام) را با خاک یکسان کردند و آنگاه که وارد جده شدند، گنبد و قبر حوّا را خراب کردند و به طور کلّى، تمام مقابر و مزارات را در مکه، جده، طائف و نواحى آن ها ویران نمودند و زمانى هم که مدینه منوره را محاصره کردند، به ویران کردن مسجد و مزار حمزه پرداختند. پس از تسلّط وهابیان بر مدینه منوره، قاضى القضات وهابیان، شیخ عبدالله بن بلیهد، در رمضان ۱۳۴۴ هـ .ق. از مکه به جانب مدینه حرکت کرد و اعلامیه اى صادر نمود و ضمن آن، جواز ویران کردن گنبدها و زیارتگاه ها را از مردم سؤال کرده بود. بسیارى از مردم از ترس به آن پاسخ نداده و برخى نیز لزوم ویران کردن را خواستار شده بودند!
البته هدف او از این اعلامیه و سؤال، نظرخواهى واقعى نبود، بلکه مى خواست در میان مردم آمادگى ایجاد کند، چون وهابیان در هیچ یک از اعمال خود و در ویران کردن گنبدها و ضریح ها، حتى گنبد مرقد حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) منتظر نظر مردم نبودند و این اعمال، پایه مذهب آنان است. شاهد سخن آنکه، آنان پس از نشر این اعلامیه و سؤال و جواب، همه گنبدها و زیارتگاه ها را در مدینه و اطراف آن ویران کردند و حتى گنبد مضاجع ائمه اهل بیت(علیهم السلام) را در بقیع، که قبر عباس عموى پیامبر(صلى الله علیه وآله) نیز در کنار آن ها بود، خراب نمودند و دیوارها و صندوق ها و ضریح هایى که روى قبرهاى شریف قرار داشت، همه را از بین بردند، در حالى که براى آن، هزار ریال مجیدى هزینه کرده بودند.(۸) آن ها در این زیارتگاه ها، جز تلّى سنگ و خاک، به عنوان علامت باقى نگذاشتند.

آنان هیچ قبر و ضریحى را استثنا نکرده اند، بلکه قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) از آن جهت که بیشتر مورد احترام و علاقه مردم است، از دیدگاه آن ها و از نظر دلایل وهابیان، اولى به خرابى است و اگر از این نظر خاطرشان جمع بود، حتماً قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) را نیز ویران مى کردند! از جمله تخریب ها، از میان بردن گنبد مرقد عبدالله و آمنه، پدر و مادر حضرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و نیز مزار همسران آن بزرگوار و قبر عثمان بن عفان و قبر اسماعیل بن جعفرالصادق(علیه السلام) و قبر مالک، امام دارالهجره و غیر آن بود که بیان همه آن ها به طول مى انجامد و به طور خلاصه، تمام مزارات مدینه و اطراف آن و ینبع را خراب کردند و پیش از آن، قبر حمزه عموى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و قبور بقیه شهداى احد را از بین برده بودند و از آن ها جز مشتى خاک برجاى نمانده بود و کسى که بخواهد قبر حمزه را زیارت کند، در صحرا جز تپه اى از خاک نمى بیند.

وهابیان از ترس نتیجه کارشان، از خراب کردن گنبد و بارگاه حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) و کندن ضریح آن بزرگوار خوددارى کردند وگرنه آنان هیچ قبر و ضریحى را استثنا نکرده اند، بلکه قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) از آن جهت که بیشتر مورد احترام و علاقه مردم است، از دیدگاه آن ها و از نظر دلایل وهابیان، اولى به خرابى است و اگر از این نظر خاطرشان جمع بود، حتماً قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) را نیز ویران مى کردند! بلکه پیش از مزارهاى دیگر، به تخریب آن اقدام مى کردند.(۹)

ایوب صبرى پاشا، تخریب قبور در حرمین شریفین را پیش از استقرار کامل دولت سعودى، این چنین گزارش مى کند:
شریف غالب، پس از اطمینان یافتن به نفرستادن نیرو و امکانات لازم، به ناچار برادرش، شریف عبدالمعین را به قائم مقامى خود برگزید و مهمان سراى خویش ـ واقع در دامنه کوه جیاد ـ را منهدم ساخت و دست زن و بچه اش را گرفته، رهسپار جدّه شد.
شریف عبدالمعین، جمعى از علماى مکه، چون شیخ محمد طاهر، سید محمد ابوبکر میرغنى، سید محمد عطاسى و عبدالحفیظ عجمى را نزد سعود بن عبدالعزیز فرستاد و از او تقاضاى عفو و امان کرد (در سال ۱۲۱۸ هـ .ق.).
سعود تقاضاى شریف عبدالمعین را پذیرفت و به همراه علمایى که از مکه به نزدش آمده بودند و با سپاه گرد آمده، به سوى مکه معظمه حرکت نمود.
سعود، قائم مقامى عبدالمعین را پذیرفت و با صادر کردن فرمان هدم قبور و تخریب گنبدها و بارگاه ها، از میزان قساوت و شقاوت خود پرده برداشت.
وهابى ها مى گفتند:
اهالى حرمین شریفین، به جاى خداوند یکتا، گنبد و بارگاه ها را مى پرستند. اگر گنبدها تخریب گردد و دیوارهاى مشاهد مشرّفه برداشته شود، تازه اهالى حرمین از دایره شرک و کفر بیرون آمده، در مسیر پرستش خداوند یکتا قرار خواهند گرفت… !»(۱۰)
وى در جاى دیگر مى نویسد:
سعود پس از محاصره طولانىِ شهر مدینه و پیدا شدن آثار تسلیم مردم شهر، شروطى براى آنان تعیین کرد که در صورت پذیرش آن ها، تعرّضى نسبت به اهل مدینه نداشته باشد. آن شروط عبارت بودند از:

۱ ـ باید پرستش پروردگار متعال بر اساس احکام و معتقدات آیین وهابیت انجام پذیرد.
۲ ـ باید احترام حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) بر اساس معیارهایى که از طرف پیشواى وهابیان معین و مقرر گشته، رعایت گردد.
۳ ـ باید گنبد و بارگاه همه مقابر و مراقدى که در داخل مدینه منوره و یا در نواحى آن موجود است، تخریب گردد; یعنى سقف و دیوارشان برداشته شده، همه آن ها بدون ضریح و صندوق، صاف و به صورت پشت ماهى درآورده شود.
۴ ـ همه باید دین و آیین نیاکان خود را ترک نموده، به دین و آیین وهابیت درآیند و پس از این، براساس آیین وهابیت به احکام دین عمل نمایند.
۵ ـ هرکس باید معتقد شود که به محمدبن عبدالوهاب از سوى خداوند رحمان الهام شده، آیین او مذهب حق مى باشد و باید او را به عنوان مجدّد دین و احیاگر مذهب بشناسد.
۶ ـ کسانى که در دین نیاکان خود پایدارى نشان دهند و آیین وهابیت را نپذیرند، باید با ابزار خشم و غضب و اجراى جور و ستم در تنگنا قرار گیرند و اهانت و تحقیر شوند.
۷ ـ علمایى را که از پذیرش آیین وهابیت سرباز مى زنند، باید به قتل برسانند و یا مخفى گاه آنان را به امراى وهابى گزارش کنند.
۸ ـ وهابیانى را که براى حفاظت از حصار مدینه تعیین خواهند شد، به داخل حصار راه دهند.
۹ ـ هرگونه امر و نهى که از طرف وهابیان، در مورد مسائل مذهبى و یا سیاسى اعلام شود، هرقدر سخت و توان فرسا باشد، باید از صمیم دل پذیرا شوند و مو به مو اجرا کنند و در احترام فوق العاده امراى وهابیان بکوشند.(۱۱)
سعود پس از پذیرش این شروط از سوى مردم، تخریب گنبد و بارگاه قبور را به عهده خود مردم گذاشت و آنان نیز به دلیل محاصره شدید اقتصادى و ستم هاى گوناگونى که متحمّل شدند، بخشى از آن را پذیرفته و به اجرا گذاشتند.

ایوب صبرى پاشا، متن نامه مردم مدینه، خطاب به سعود بن عبدالعزیز را نقل کرده که در قسمتى از آن آمده است: «… فرمان داده بودید که گنبدها و بارگاه هاى موجود بر فراز قبور مطهره را تخریب کنیم، آن را نیز به تبعیت از حدیث مشهور انجام دادیم. هر فرمانى از طرف شما صادر شود، على رغم خواسته این و آن، در حق ما نافذ است… .»(۱۲)
«این نامه به دست سعودبن عبدالعزیز رسید، لیکن وى نمایندگان اهالى مدینه را به حضور نپذیرفت و بر شدّت تضییقات خود افزود و در لحظه ورود به مدینه منوره، دستور داد که باید بقایاى گنبدها و بارگاه ها به طور کامل ویران شود.
از دستورات اکید سعود، این بود که باید هرگنبدى به دست خادمین آن مرقد مطهر تخریب گردد. از این رهگذر، خدمتگزاران اماکن متبرکه به ناچار به این جنایت هولناک اقدام مى کردند.
خادمان حرم مطهر حضرت حمزه سیدالشهدا، اظهار داشتند که: ما در اثر پیرى و ضعف جسمى، قدرت هدم و تخریب نداریم.
سعود با نزدیکان خاص خود، شخصاً به حرم مطهّر جناب حمزه رفت و به یکى از زورمندان وهابى که او را در جسارت و گستاخى، با یک قبیله برابر مى دانست، دستور داد که بیل و کلنگ برداشته، بر فراز گنبد مطهّر برود. او نیز
از دستورات اکید سعود، این بود که باید هرگنبدى به دست خادمین آن مرقد مطهر تخریب گردد.
با تعبیر «على الرأس و العین» آمادگى خود را اعلام کرد و گستاخانه بر فراز گنبد مطهّر پانهاد و کلنگ را با شدت تمام بر پرچمى که برفراز گنبد در اهتزاز بود، فرود آورد. کلنگ از دست وى بیرون شد، توازن بدنش به هم خورد، از فراز گنبد به زیر افتاد و در همان لحظه مرد (سال ۱۲۲۲ هـ .ق.).
سعود پس از مشاهده این واقعه، از تخریب گنبد منصرف و پس از سوزانیدن درِ حرم، مردم را در میدان مناخه جمع و براى آنان سخنرانى کرد… .»(۱۳)
ایوب صبرى پاشا در بخش دیگرى از کتاب خود مى نویسد:

«هنگامى که قافله شام چند منزل از مدینه دور شدند، سعود در محکمه حضور یافته، دستور داد که همه زر و زیور و جواهرات گران بهاى موجود در روضه مطهر و گنجینه حرم نبوى
را غارت کنند. سپس فرمان داد گنبدهایى را که تاکنون تخریب نشده، منهدم سازند. فقط گنبد مطهر حضرت رسول را بر اساس تقاضاى اهالى مدینه اجازه داد که به همان حال باقى بماند… .»
سپس اهالى مدینه را در مسجدالنبى(صلى الله علیه وآله) گردآورد و براى آنان سخنرانى کرد و در بخشى از آن گفت:
«… ایستادن در پیش روى رسول الله(صلى الله علیه وآله) و سلام کردن به رسم سابق، در مذهب ما ممنوع است و این نوع تعظیم و تجلیل در مذهب وهابى، نامشروع است و چنین اقدامى از دیدگاه وهابى بدعت، زشت، ناپسند و ممنوع است. کسانى که از پیش روى مبارک عبور مى کنند، باید بدون توقف حرکت کنند و فقط مى توانند در حال عبور بگویند: «السلام على محمّد» و همین مقدار بنابر اجتهاد پیشواى ما کافى است.»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . تاریخ حرم ائمّه بقیع، ص۶۱
۲ . مدینه شناسى، ج۱، ص۳۲۱
۳ . وفاء الوفا، ج۳، ص۸۸۸
۴ . صحیح مسلم، ج۴، ص۴۰ ; سنن سنایى، ج۴، ص۹۱ ; کافى، ج۴، ص۵۵۹
۵ . لسان العرب، ج۱، ص۴۶۲، دار احیاءالتراث العربى، بیروت ; القاموس المحیط، ج۳، ص۱۱
۶ . مدینه شناسى، ج۱، ص۳۲۳ ; تاریخ حرم ائمّه بقیع ، ص۸۷
۷ . مدینه شناسى، ج۱، ص۳۳۳
۸ . در کتاب تاریخ حرم ائمّه بقیع اینچنین نقل شده: … این اقدام دقیقاً در هشتم شوال ۱۳۴۴هـ . ق. انجام گرفت و به کارگرانى که این عمل ننگین را انجام دادند مبلغ هزار ریال مجیدى دست مزد پرداخت گردید. (صفحه ۵۱)
۹ . وهّابى ها، صص۷۶ و۷۷ ; کشف الارتیاب، ص۵۵
۱۰ . تاریخ وهابیان، ص۶۸
۱۱ . تاریخ وهابیان، صص۸۱ و ۸۸
۱۲ . تاریخ وهابیان، ص۹۲
۱۳ . تاریخ وهابیان، ص۹۴

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
آخرین اخبار