امروز: شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶
کد خبر: 38118
تاریخ انتشار: ۸:۱۲ ق.ظ - سه شنبه ۱۳۹۶/۰۴/۲۰
چاپ این خبر
استاد علوی تهرانی:

پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: در اهل ایمان دو خصلت پیدا نمی شود: بخل و سوءخلق؛ یعنی اگر کسی بخیل بود یا سوءالخلق داشت مومن محسوب نمی شود.

پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: در اهل ایمان دو خصلت پیدا نمی شود: بخل و سوءخلق؛ یعنی اگر کسی بخیل بود یا سوءالخلق داشت مومن محسوب نمی شود.

وارث: مراسم عزاداری تخریب حرم بقیع با سخنرانی حجت الاسلام حاج سیدمحمد باقرعلوی تهرانی در هیئت اصحاب القائم(عج) طهران برگزار شد.

در ادامه متن سخنان استاد علوی تهرانی را می خوانید:

خوش اخلاقی ملاک سعادت است

ملاک سعادت و شقاوت از نطر رهبران آسمانی چگونه است؟ آقارسول الله صلی الله علیه وآله فرمودند:مِنْ سَعاَدَه المَرء، حُسن الخُلق، وَمِن شقاوته سُوءُ الخلقِ۱؛ سعادت و نیک بختی مرد آن است که دارای حسن خلق باشد و از نگون بختی و بدبختی مرد آن است که دچار سوء خلق باشد. نمازشب، نماز اول وقت یا نمازجماعت و … را نگفتند چون ممکن است افرادی اینها را به جابیاورند اما سعادتمند نشوند دلیلش را در تاریخ زیاد دیده اید، آنهایی که امام حسین علیه السلام را کشتند همه اهل نماز اول وقت بودند بهایی و یهودی و … در میان آنها نبود اما سعادتمند نشدند.

بنابراین لازم است، برای شناخت حسن خلق، سوء خلق را هم بشناسیم تا از آن اجتناب شده و از ورود در وادی شقاوت جلوگیری شود. حُسن خلق اخلاق مردم مداری است و حسن معاشرت در زبان است یعنی انسان با زبانش مردم را اذیت نکند.

در روایت تعابیری داریم مثل لین الکلام، طیب الکلام که از مصادیق حسن خلق است؛ طیب الکلام یعنی فحش نده! سوءخلق می شود فحش دادن و حسن خلق می شود فحش ندادن. حسن خلق مجموعه ای از اخلاقیات است که در تعامل با انسان ها به کار می آید. انسان طوری سخن بگوید که باعث اذیت دیگران نشود.

هر چیزی که مردم را اذیت کند می شود سوءالخلق؛ یک موقع زبان است که دیگران را اذیت می کند و یک موقع رفتارت.

اهل “ایمان” وارد بهشت می شوند

خداوند متعال می‌فرماید: «وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَنَّهِ هُمْ فیها خالِدُونَ۲». خطاب این آیه ابتداءً به کسانی است که به آیات خداوند ایمان راسخ دارند، و اعمال صالح انجام می‌دهند، یعنی به یک عمل صالح اکتفا نمی‌شود بلکه مراد کسانی است که اعمال صالحه دارند. بنا بر این کسانی که مومن باشند و اعمال صالح داشته باشند، اینان اهل بهشت هستند.

خداوند متعال در درباره وضعیت اهل ایمان در بهشت می‌فرماید: «وعدالله المؤمنین و المؤمنات جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها و مساکن طیبه فی جنات عدن و رضوان من الله اکبر ذلک هو الفوز العظیم۳». پس خداوند در مقابل ایمان و اعمال صالح مؤمنان، به آن‌ها وعده‌های نیکویی داده است که شامل باغ‌هایی با جوی‌های روان و قصرهایی مطهر توام با رضوان خدا می‌باشد، ولی از همه این‌ها بالاتر، خشنودی خدا است.

اهل ایمان چه کسانی هستند؟ هر کسی نمی تواند خودش را اهل ایمان بداند؛ خدا می فرماید. عده ای از اعراب نزد پیامبر صلی الله علیه وآله آمدند و عرض کردند: ما ایمان آورده اید. خداوند به حضرت فرمود: به ایناه بگو ایمان نیاورده اید بلکه فقط اسلام آورده اید چون کسانی که ایمان بیاورند اهل بهشت هستند، شما را مومن نمی دانیم به خاطر اینکه ایمان در قلب شما وارد نشده؛ شما نهایتا باور اسلامتان یک باور زبانی است یعنی شهادتین را به زبان جاری کرده اید و هنوز ایمان وارد قلبتان نشده؛ با دین دین گفتن دیندار نمی شوید بلکه دین باید به قلبتان ورود پیداکند!

پس اهل ایمان وارد بهشت می شوند، چهاروعده به اهل ایمان داده شده است و هر کسی نمی تواند اهل ایمان باشد.

دو صفتی که هرروز جوان تر می شوند

هارون الرشید خلیفه عباسی در سنه ۱۷۰ هجری از درباریانش درخواست می‌­کند که به دنبال کسی باشند که خودش مستقیم از پیامبر اسلام صلوات الله علیه وآله حدیثی را شنیده باشد. تاریخ رحلت پیغمبر سال ۱۱ هجری بوده و دوران حکومت این خلیفه ۱۷۰ هجری، باید کسی را پیدا می‌­کردند که حدودا دارای ۱۷۰ سال سن باشد و پیغمبر صلوات الله علیه وآله را درک کرده باشد، از پیغمبر صلی الله علیه وآله چیزی به یاد داشته باشد و مشاعرش هم در خور تعریف باشد تا بتواند مسئله را بیان کند. ظالمان همیشه خواست­ه هایشان عجیب است.

تمام مناطق را گشتند. در آن روزگار حکومت اسلامی بسیار گسترده بوده طوری که هارون به خورشید می‌­گفت هر جا که می‌­خواهی طلوع و هر جا که می‌­خواهی غروب کن که همه­ ی جهان سرزمین من است. بعد از ماه­ها گشتن بالاخره یک نفر را پیدا کردند که خود حدیثی از پیغمبرصلی الله علیه وآله شنیده بود. او را به بغداد آوردند و به هارون گفتند: آن شخص مورد نظرتان را پیدا کردیم اگر اجازه دهید شرف یاب شود. هارون گفت امروز نه فردا. فردای آن روز تمام قصر را آذین بستند و افراد لشکری و کشوری را دعوت کردند و اشراف و عالمان و نجبای شهر را دعوت کردند روز موعود فرا رسید همه در مجلس حضور داشتند که پیرمرد را آوردند. یک پیرمرد بسیار فرتوت که بر چرخی سوارش کرده و سایه بانی با تجملات فراوان برایش گذاشته بودند او را وارد قصر هارون کردند. نزد هارون که آمد هارون بسیار خوشحال بود و شروع کرد با او به صحبت کردن که آیا پیامبر صلی الله علیه وآله را درک کردی؟ حدیثی از ایشان به یادت هست؟ شان نزول آن را می‌­دانی؟ پیرمرد همه را گفت بله هارون خواهش کرد پیرمرد داستانش را تعریف کند.

پیرمرد گفت من نوجوانی بودم ۱۰-۱۱ ساله که با پدرم به مدینه نزد پیامبر اکرم صلوات الله علیه رفتیم، من همان یکبار رسول خدا را دیدم. ایشان بر منبر بودند و داشتند این روایت را می‌­گفتند: « یَشِیبُ ابْنُءَادَمَ وَ تَشُبُّ مَعَهُ خَصْلَتَانِ: الْحِرْصُ وَ طُولُ الامَلِ۴؛ فرزند آدم پیر می‌شود و هر چه بسوی پیری می‌رود به موازات آن، دو صفت در او جوان می‌گردد، یکی حرص و دیگری آرزوی دراز». و آرزوی طولانی یکی از آن مواردی است که باعث غفلت انسان می‌­شود. هارون خوشحال شد و به پیرمرد گفت: مزین کردی مجلس ما را و به خزانه دار دستور داد یک کیسه زر، هزار دینار به پیرمرد پول دهند که پول بسیار زیادی بود آن هم برای پیرمرد۱۶۰-۱۷۰ ساله . هارون مرخصی پیرمرد را اعلام کرد او را که به بیرون قصر می‌­بردند، میان راه گفت من را برگردانید با خلیفه کار دارم، او را برگرداندند پیش خلیفه به نزدیکی خلیفه که رسید و در گوش خلیفه گفت: این هزار دیناری که به من دادی برای امسال است یا هر ساله این مقدار را به من می‌­دهی؟ هارون خندید و گفت پیغمبر راست گفتند: که هر چه فرزند آدم رو به پیری و فرسودگی رود، دو صفت حرص و آرزوی طولانی در او جوان می‌گردد. این پیرمرد رمق ندارد و من گمان نمی‌برم که تا درِ دربار زنده بماند، حال می‌گوید آیا این پاداش اختصاص به این سال دارد یا هر ساله خواهد بود. حرص از یاد مال و آرزوی طویل او را به این جا رسانده که باز هم برای خود عمری پیش بینی می‌کند و درصدد اخذ عطای دیگری است.

چه صفاتی در اهل ایمان یافت نمی شود؟

ما قیامت را باور نکرده ایم، حدود شش هزار آیه در قران داریم که دوهزار و سیصد آیه درباره معاد است؛ یعنی بیشترین حرف را خدا درباره معاد زده است و از خودش کمتر گفته است.

شخصی نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله آمد و پرسید: آیا خدا همه ی گناهان ما را دیده؟ حضرت فرمود: بله. شخص گفت: با شرمندگی گناه چه کنم؟ این یعنی انسان موحد که همه جا خدا را شاهد و ناظر بر خود می بیند.

پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: در اهل ایمان دو خصلت پیدا نمی شود: بخل و سوءخلق؛ یعنی اگر کسی بخیل بود یا سوءالخلق داشت مومن محسوب نمی شود.

افسار همه ی جنبنده ها در عالم به دست خداست؛ حلقه ای برگردنم افکنده دوست می کشد هرجا که خاطرخواه اوست. هرجا او بکشد صراط مستقیم است یعنی عالی است که زمام به دست اوست. اما آیا زمام زندگی همه به دست خداست؟ خیر خدا عده ای راه رها کرده است.

قال رسول الله صلی الله علیه وآله: و سوء الخلق زمام من عذاب الله فى انف صاحبه و الزمام بید الشیطان ، و الشیطان یجره الى السوء و السوء یجره الى النار۵؛ اخلاق بد ریسمانی است از عذاب الهی در بینی کسی که بداخلاق است. افسار انسان بداخلاق به دست شیطان است و افسار که به دست شیطان باشد همواره به سمت شر و بدی هدایتش می کند. چنین آدمی حتما جایش در بهشت نیست چون شیطان انسان ره به جهنم هدایت می کند. آدم بداخلاق افسار را از حضرت حق گرفته و به شیطان داده است.

بداخلاقی گناهی است که بخشیده نمی شود

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: اخلاق بد، گناهی است که بخشیده نمی شود، هر چقدر هم که توبه کنی. مادامی که رذیله ی اخلاقی در انسان باشد، شخص دچار گناه است. گناهان اخلاقی با ریاضت کشیدن و از بین بردن آن رذیله ی اخلاقی است که بخشیده خواهد شد. مادامی که بخل درونت باشد، اهل گناه هستی و گناهت بخل و بدبینی است مگر اینکه آن رذیله ی اخلاقی را مداوا کنی و حل کنی. حضرت علی علیه السلام بیانش این است: برای هر گناهی توبه ای هست الا بداخلاقی.

برای هرگناهی سه مرحله وجود دارد: مرحله اول عمل گناه است، مرحله دوم اثر گناه است، مرحله سوم شرمندگی از گناه است. توبه برای عمل گناه است که بخشیده می شود اما این گناه در وجود انسان اثر می گذارد؛ در حدیث داریم هر کسی گناه کند یک نقطه سیاه در قلبش وارد می شود که با گناهان دیگر این نقطه بیشتر می شود این اثر گناه است.

بداخلاقی سبب فشارقبر می شود

پیغمبر صلی الله علیه و آله یک صحابی به نام سعدبن معاذ داشتند که رزمنده بود و در جنگ جانباز شد و بعد در بستر شهید شد، خبر شهادتش را ملک به حضرت داد، حضرت بدون عبا و پای برهنه در تشییع جنازه شرکت کرد، حضرت روی پنجه پا راه می رفت و گاهی متمایل به راست و چپ می شد. مادر سعد گفت: پسرم بهشت مبارکت باشد.

حضرت بلافاصله فرمودند: ام سعد ساکت باش و در کار خداوند زود قضاوت نکن، سعد الان دچار فشار اول قبر است. از حضرت پرسیدند: چرا اینطور راه می آمدید بدون کفش و گاهی به چپ و راست؟ فرمود: در تشییع جنازه دستم در دست جبرئیل بود، آنچه او انجام داد من انجام دادم. مردم به حضرت گفتند: با این اوصاف نباید گفت بهشت گوارایت باشد؟ حضرت فرمود: نه چون او با خانواده اش بداخلاق و بدزبان بود. با وجود اینکه رزمنده، جانباز و شهید بود عاقبت او معلوم نیست بواسطه اخلاقی که با خانواده اش داشت. سوءخلق نمی تواند حتی یک شهید را نجات بدهد چه برسد به دیگران.

کد خبر: ۹۰۵۲۱

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

نام و نام خانوادگی: (موردنیاز)
پست الکترونیک: (موردنیاز)
آدرس اینترنتی:
درج دیدگاه:
آخرین اخبار